تبلیغات
سایتی برای خنده و گذراندن اوقات فراغت - جوک حیوانات

جوک حیوانات

جمعه 25 آذر 1390 10:56 ق.ظ   نویسنده : iman      


جوک حیوانات

یه روز یه گجشک آبادانی با یک کامیون تصادف می‌کنه،، راننده کامیون نگران پیاده می‌شه و بدن نیمه جان گنجشک رو میبره خونه و اون رو پانسمان میکنه و میذاره توی قفس...
بعد از یه مدتی‌ گجشک به هوش میاد و با تعجب دور و برشو نگاه میکنه و بلند می‌شه و میله‌های قفس رو میگیره و فریاد میزنه؛
یعنی‌ مو راننده رو کشتوم؟ یعنی‌ مو توی زندانم؟





روباهى داشت با موبایلى شماره میگرفت زاغه از بالاى درخت گفت: پایین آنتن نمیده بده برات شماره بگیرم!!
روباه تا موبایل رو داد به زاغ راغ گفت: این عوض اون قالب پنیری که کلاس سوم ابتدایى ازم زدی ! بیشعور





اگه گفتین یه نقطه ابی روی دیوار چیه یه مورچه هه که شلوار لی پوشیده !





یه روز یه گنجشک با موتور تصادف می کنه وقتی به هوش میادمیبینه پشت میله های قفس باخدش میگه وای پس موتوریه مرد !





یه روز یه خره یه اسب میبینه میگه:کاش درسمو ول نکرده بودم !





اگه گفتین خرگوش وقتی چهار سالش تموم شد کجا میره؟
:
:
خب میره تو پنج ساله دیگه





یه روز یه خره داشته به اسبه با حسرت نگاه میکرده میگن چرا با حسرت نگاه میکنی میگه کاش تحصیلاتمو ادامه داده بودم.





روزی عقابی خسته داشت پرواز میکرد که ناگهان گنجشکی میره طرفش میگه: کاکا وسعت پر رو حال میکنی؟
عقابه میگه: برو حوصلتو ندارم! گنجشکه بازم پیله میکنه میگه: کا وسعت باله رو حال میکنی؟
عقابه بازم میگه: بروحوصلت و ندارم و گرنه میام یه کاری میکنم پرات بریزه! گنجشکه میگه: مردی بیا!
عقابه میره طرف گنجشکه میزنه پراشو میروزنه گنجشکه در حال افتادان میگه میگه کا هیکل و حال میکنی!





4 تا مورچه میرن حموم بعد 2 تا میان بیرون ، اگه گفتین اون 2 تا چی میشن؟
میچسبن به صابون!





یه روز یه قورباغه از یه گربه می پرسه: قورقورقوربانت بشم کلاس چندمی؟ گربه جواب می ده: پیش پیش پیش دانشگاهی





یه گروه لاکپشت میرن برا فتح دماوند تو این گروه یه لاکپشت کرمونی هه بوده .
بعد از چند سالی که گروه چند صد متری میره بالا لاکپشت کرمونی میگه: م یه چیزی بگم همه میگن نه دوباره بعد از چند سال میگه م یه چیزی بگم همه میگن نه خلاصه به قله میرسن دوباره میگه م یه چیزی بگم همه میگن بگو کشتی مارو میگه م که پرچم و یادم رفت !
گروه با نا امیدی تمام برمیگرده در مسیر برگشت هم لاکپشت کرمونی بارها میگه م یه چیزی بگم همه میگن نه وقتی پای کوه میرسن میگه میگه م یه چیزی بگم همه میگن بگو کشتی مارو میگه: م که شوخی کردم !





اسبه زنگ میرنه سیرك میگه اقا شما برا سیركتون اسب نمی خواین؟ یارو میگه هنرت چیه؟ اسبه میگه احمق دارم حرف میزنم





دایناسوره به دوست دخترش میگه میای بریم سینما …میگه نه!… میای بریم شام.. میگه نه! ..میای بریم خونمون… میگه نه!….. دایناسوره میگه … به درک خوب همین کارا رو کردی نسلمون منقرض شد دیگه!





یه جوجه ای با مادرش دعوا میکنه میره روی دیوار و داد میزنه پیشی بیا منو بخور !



غضنفر یه روز سرد زمستون می بینه که یه اسب از دهنش داره بخار در می یادمی ره جلوتر و می گه جل الخالق ! پس اون اسب بخاری که می گن اینه؟؟!!


آخرین ویرایش: - -
دیدگاه ها ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ


  • سلام من ایمان هستم.هدفم از ساختن این وبلاگ شاد کردن و گذراندن اوقات فراغت شماست.همیشه یادتون باشه که امیدوار باشید برای بهترین و آماده باشید برای بد ترین.
    امیدوارم از وبلاگم خوشتون بیاد.

نویسندگان

  • iman (53)

نظر سنجی

از کدام رپِر خوشتون میاد؟